بروزرسانی: 11-6-1405
بحران اقلیم

«این وضعیت ثابت نخواهد ماند»

چرا آینده اقلیمی می‌تواند از امروز هم دشوارتر باشد؟

تکرار موج‌های گرما، خشکسالی، آتش‌سوزی و بارش‌های شدید در نقاط مختلف جهان، این پرسش جدی را مطرح می‌کند: آیا باید شرایط کنونی را «وضعیت عادی جدید» بپذیریم، یا انتظار تغییرات شدیدتری داشته باشیم؟

پروفسور کوین اندرسون (Kevin Anderson)، دانشمند اقلیم و استاد دانشگاه منچستر، در این باره روایتی صریح و هشداردهنده دارد. از نگاه او بحران اقلیمی تنها یک مسئله فیزیکی نیست؛ ساختارهای اقتصادی، الگوهای مصرف و نابرابری اجتماعی نیز بخش جدایی‌ناپذیر آن به شمار می‌روند.


گرمایش ادامه دارد.

اندرسون تاکید می‌کند که نباید شرایط اقلیمی امروز را «نرمالِ جدید» تلقی کرد. تا زمانی که انتشار گازهای گلخانه‌ای ادامه دارد، روند گرمایش نیز ادامه خواهد داشت. به گفته او:

«این شرایط، کمترین میزان گرمایشی است که من، شما و هر کس دیگری که این صحبت‌ها را می‌شنود، در طول زندگی خود تجربه خواهد کرد.»

این البته به معنای گرم‌تر بودن هر سال نسبت به سال قبل نیست، بلکه اشاره به ادامه روند گرمایش در مقیاس بلندمدت دارد. افزایش CO₂ و متان در جو، انرژی بیشتری را در سامانه اقلیمی زمین نگه می‌دارد و احتمال تشدید رخدادهای حدی را بالا می‌برد. برخی بازخوردهای طبیعی نیز می‌توانند این روند را شتاب بخشند و کنترل وضعیت را دشوارتر کنند.

راه‌حل‌های موجود، اراده جمعی

اندرسون منتقد وابستگی بیش از حد سیاست‌گذاران به فناوری‌های آینده است؛ رویکردی که به نظر او بهانه‌ای برای به تعویق انداختن اقدامات ضروری فراهم می‌کند. بسیاری از ابزارهای لازم برای کاهش انتشار، همین امروز در دسترس‌اند: بهسازی انرژی ساختمان‌ها، توسعه حمل‌ونقل عمومی، گسترش زیرساخت‌های دوچرخه و برنامه‌ریزی شهری هوشمند.

در همین راستا، بهسازی ساختمان‌های قدیمی و کم‌بازده اهمیت ویژه‌ای دارد؛ اقدامی که علاوه بر کاهش مصرف انرژی، کیفیت زندگی ساکنان را بهبود می‌بخشد و به اشتغال، سلامت و عدالت اجتماعی نیز گره می‌خورد. اجرای موفق این برنامه‌ها به نیروی کار ماهر، کنترل کیفیت دقیق و سرمایه‌گذاری هدفمند نیاز دارد.

درباره فناوری جذب و ذخیره کربن (CCS) نیز اندرسون رویکردی محتاطانه دارد. این فناوری می‌تواند در برخی صنایع خاص مانند تولید سیمان کاربرد داشته باشد، اما استفاده از آن به‌عنوان توجیهی برای ادامه مصرف سوخت‌های فسیلی، خطرناک است.


نابرابری در مسئولیت

یکی از محورهای اصلی دیدگاه اندرسون، توجه به نابرابری در انتشار کربن است. افراد نه از نظر میزان مصرف و نه از نظر دسترسی به گزینه‌های کم‌کربن، شرایط یکسانی ندارند. کسی که در خانه‌ای کم‌کیفیت زندگی می‌کند و به حمل‌ونقل عمومی یا منابع مالی برای بهسازی دسترسی ندارد، امکان محدودی برای کاهش انتشار خود دارد؛ در حالی که گروه کوچکی با مصرف بالا، سهم بیشتری در «انتشارهای اختیاری» دارند: پروازهای مکرر، خانه‌های دوم و خودروهای بزرگ.

از این رو، سیاست اقلیمی عادلانه باید میان نیازهای اساسی و مصرف‌های پرانتشار و قابل اجتناب تمایز قائل شود.


تفکر سیستمی، نه راه‌حل‌های جزئی

اندرسون با خودروهای برقی مخالف نیست، اما جایگزینی صرف خودروهای بنزینی با نمونه‌های برقی را بدون بازاندیشی در ساختار حمل‌ و نقل، راه‌ حل کافی نمی‌داند. پرسش اصلی این نیست که «چه خودرویی بخریم؟» بلکه این است که «چرا شهرهای ما تا این اندازه به خودرو وابسته‌اند؟»

این نگاه، همان چیزی است که او از آن با عنوان «تفکر سیستمی» یاد می‌کند: به جای اصلاح یک جزء، باید کل سامانه‌ای را که آن جزء در آن عمل می‌کند بازبینی کرد. جامعه منابع محدودی دارد و مسئله اصلی این است که این منابع به کجا تخصیص می‌یابند: به زیرساخت‌های پرکربن، یا به انرژی‌های تجدیدپذیر، حمل‌ونقل عمومی و بازطراحی شهرها؟


از شناخت تا اقدام

اندرسون با وجود تصویر نگران‌کننده‌ای که از آینده ترسیم می‌کند، دعوت به تسلیم نمی‌کند. از نگاه او، اقدام فردی و تغییرات ساختاری نه در تضاد، بلکه مکمل یکدیگرند. تغییر رفتارهای فردی می‌تواند گفت‌وگو و مطالبه اجتماعی ایجاد کند، اما برای مقابله مؤثر با بحران اقلیمی، این تغییرات باید با سیاست‌گذاری هوشمند و تحول در زیرساخت‌ها همراه شوند.

شاید مهم‌ترین پیام این باشد: شرایط اقلیمی امروز پایان مسیر نیست. انتخاب‌هایی که درباره انرژی، ساختمان، حمل‌ونقل و توزیع منابع انجام می‌دهیم، همین حالا آینده اقلیمی را شکل می‌دهند.

 



علاقه‌مندان می‌توانند برای مشاهده کامل این گفت‌وگو به لینک زیر مراجعه کنند:
https://youtu.be/mBFos_T7cT0?si=RWs-ed1SkWPrLQKY

بازدید امروز: 2

ارتباط با مرکز تحقیقات توسعه پایدار دانشگاه زنجان

به منظور ارائه خدمات بهتر، هرگونه پیشنهاد و انتقاد سازنده خود را با ما در میان بگذارید